تحلیل و معرفی سریال و فیلم‌های‌ مطرح جهان

  • ژانر:درام, تاریخی
  • کارگردان:Andrey Konchalovskiy
  • نویسنده:Elena Kiseleva, Andrey Konchalovskiy
  • زبان:Russian
  • ستارگان:Yuliya Vysotskaya, Vladislav Komarov, Andrey Gusev, Yuliya Burova
  • مدت زمان:121 دقیقه
  • امتیاز:7.2 از 1,786 رای
  • تاریخ انتشار:12th November 2020
فیلم-رفقای-خوب

خلاصه داستان:

خشم از طریق تصویر تک رنگ فیلم رفقای خوب از کارگردان باسابقه آندره کنچالوفسکی در روح بیننده رسوخ می‌کند. آخرین ساخته کنچالوفسکی از جمله بهترین کارهای وی است، درامی دلخراش که در سال 1962 در شهر نووچرکاسک اتحاد جماهیر شوروی اجرا شد. بازسازی طاقت فرسای قتل عام نووچرکاسک در غرب روسیه در 1962، هنگامی که سربازان ارتش سرخ و تیراندازان KGB به سمت کارگران اعتصابی غیرمسلح آتش گشودند.

حوادث هولناک در Novocherkassk که فیلم رفقای خوب بر اساس آن ساخته شده است به مدت 30 سال رسماً مورد تأیید قرار نگرفتند. بنابراین مهم است که یوری باگرایف، که در سال 1992 تیم تحقیق را هدایت می‌کرد، به عنوان مشاور در فیلمنامه‌ای که توسط کنچالوفسکی و النا کیسه لوا نوشته شده بود، عمل کرد.

در همین حال، کونچالوفسکی از فیلم‌هایی مانند “جرثقیل‌ها پرواز می‌کنند” از میخائیل کلاتوزوف و “تصنیف یک سرباز” از Grigori Chukhrai به عنوان نقاط مرجع سبک برای ویژگی زیبا و دلهره آور فیلم رفقای خوب، که تصاویر سیاه و سفید ترد و روشن آن را در قاب یکپارچه 4×3 ارائه می‌دهد، استفاده کرد. کنچالوفسکی با تلفیق یکپارچه عکس‌های بیرونی Novocherkassk با مجموعه‌های بزرگ ساخته شده در مسکو، اتمسفری کاملاً قانع کننده از ایجاد هرج و مرج ایجاد می‌کند، که به طرزی درخشان با چندین دوربین توسط آندره نایدنوف، فیلمبرداری شده است.

در استفاده مشخص از موسیقی، تنش مشابهی وجود دارد، با آهنگ‌های میهن پرستانه که در لحظات ناامیدی به روشی ویرانگر برانگیخته می‌شوند، به روشی که من را به یاد جنگ سرد پاول پاولیکوفسکی می‌اندازد. نایدنوف و کنچالوفسکی سکوت وهم انگیزی را انتخاب می‌کنند که به طرز عجیبی تأثیر فیلم را تقویت می‌کند. در میان کاکوفونی فزاینده‌ای از وقایع در حال آشکار شدن، آرامش نسبی تصاویر با آکورد وحشتناک تهدیدآمیزی روبرو می‌شود. علیرغم واقعاً سنگین بودن موقعیت تاریخی آن، این داستان شخصی سفر لیودا از حزبی تندرو به مادر آزرده عصبانی است که مخاطب را به خود جلب می‌کند.

آرزوها و سرخوردگی‌های یک حزب کمونیست

آن روز یک حالت تهوع معنوی برای اتحاد جماهیر شوروی بود، که تازه وارد دوران جدید استرس زدایی خروشچف شده بود – یک حمام خون غیرنظامی.

یولیا ویسوتسکایا در نقش لیودا، یک مقام حزب کمونیست و مادر مجردی است که در یک آپارتمان کوچک در نووچرکاسک به همراه دختر 18 ساله‌اش سوتکا (یولیا بورووا) و پدر پیرش (سرگئی ارلیش) زندگی می‌کند. ویسوتسکایا در نقش اصلی بسیار عالی است، هم رویاها و هم سرخوردگی شخصیتی را که سعی می‌کند به جای ابراز، احساسات خود را سرکوب کند، به تصویر می‌کشد و هم چهره‌ای سرسخت به جهان ارائه می‌دهد حتی هنگام رویارویی با یک واقعیت غیر قابل تصور.

کمبود مواد غذایی وحشتناکی وجود دارد، اما لیودا یک عضو حزب وفادار و بی نظیر است که نه چندان مخفیانه برای روزهای خوب استالین، زمانی که اتحاد جماهیر شوروی در سرنوشت شکوهمند جنگ غسل داده شد و به نظر می‌رسید همه چیز بهتر است دلتنگ است. در طول این مدت، کنچالوفسکی در فیلم رفقای خوب رویدادهای گسترده‌ای را با جزئیات به ظاهر ناچیز در کنار هم نمایش می‌دهد تا تأثیر چشمگیری داشته باشد. برای مثال در یک صحنه اولیه، یک سوراخ در جوراب سوتکا چیزی بیش از یک حواس پرتی را نشان نمی‌دهد. بعداً، با در نظر گرفتن اهمیت فاجعه، به شکل آزار دهنده‌ای بیننده را منقلب می‌کند.

او همچنین با یک مسئول کمیته متاهل بدجنس و خونسرد رابطه عاشقانه‌ای دارد که به نظر می‌رسد حتی خیلی او را دوست ندارد.

به دلیل انزجار غیر قابل درک حزب، اعتصاب ناشی از خشم کارگران خسته از مسئله ناگهانی پایین آمدن دستمزدها و افزایش قیمت مواد غذایی و ادعای کذبانه حزب مبنی بر اینکه این ترکیب کشنده فشار را بر امور مالی دولت کاهش می‌دهد، زمینه برای ایجاد بلند مدت. هرج و مرج و کشتار وحشتناک شروع می‌شود: سوتکا ناپدید می‌شود و لیودا تلاش ناامیدانه‌ای برای یافتن او، مرده یا زنده آغاز می‌کند.

بدتر از آن این است که او دارای شهرت وفاداری به حزب است که دقیقاً این نوع سرکوب بی‌رحمانه را تأیید می‌کند و باید ناراحتی مخفیانه خود را در مورد دختر گمشده‌اش سرکوب کند.

کونچالوفسکی به وضوح نشان دهنده بی‌کفایتی، پارانویا، بوروکراسی و رازداری است که این قتل عام را ایجاد کرده است. همانطور که در مورد درام تلویزیونی اخیر کریگ مازین در چرنوبیل دیدیم همان غرایز به نمایش درآمده است: خاموش کردن شهر، سرپوش گذاشتن بر همه چیز، خفه کردن همه چیز و درک نکردن آن.

در اینجا بیزاری شدید از Novocherkassk و کل منطقه به عنوان خانه قزاق‌ها و دهقانان “نامرغوب” وجود دارد. پدر لیودا خاطرات تلخی از قتل‌های محلی دارد و او تأسف بارانه درمورد میخائیل شولوخوف و رود دون و دید تلخ آن صحبت می‌کند. بنابراین بسیاری از درد فیلم فقط در همین کلمه است: رفیق. (لیودا مدام یک آهنگ میهنی پر شور و هیجان از فیلمی که به تازگی در تلویزیون پخش شده است می‌خواند: : “اوه رفقا، از سرزمین مادری خود محافظت کنید!” این کلمه نشان دهنده برابری و برادری و آرمان گرایی ضد سلسله مراتب است که طبقه را از بین می‌برد. در حقیقت، این کلمه به عنوان نوعی انکار احساسات درمورد ساختار عمودی قدرت در همه جا عمل می‌کند، به طوری که همه نه تنها از افراد بالاتر از خودشان می‌ترسند – بلکه از افراد زیر دست، که می‌توانند دزدکی چیزی ببینند یا بشنوند یا ناگهان بر آنها ارتقا یابند هم هراس دارند.

لحظه دلخراشی پس از کشتار رخ می‌دهد، هنگامی که به زن جوانی سرگشته گفته می‌شود که سند رسمی را امضا کند که تأیید می‌کند هرگز آنچه را که اتفاق افتاده برای کسی فاش نمی‌کند، اما پس از امضا ظاهراً برای اعدام او را می‌برند، هنگامی که مقام KGB تصمیم می‌گیرد رفتار او در مصاحبه کوتاه آنها رضایت بخش نبوده است. سرنوشت این زن قطعا عجیب‌تر و ترسناک‌تر از آن است که فکر می‌کنیم.

فیلم رفقای خوب با اعلام رسمی حزب که در 7 عصر مهمانی با رقص برگزار می‌شود ادامه می‌یابد و کارکنان حزب ظاهراً  با توجه به اینکه خون از آسفالت شسته نمی‌شود و به نوعی در آن پخته شده است و باید یک لایه جدید از آسفالت روی آن قرار گیرد مشغول دفن کردن شواهد جنایت هستند. در كنار همه اینها، كونچالوفسكی با لایه طنز تلخ خود پایانی ناگهانی به فیلم می‌دهد. این یک درام پرشور از ترس و خشم است.

 

 

 

لینک های دانلود

مطالب پیشنهادی

نظرات کاربران