تحلیل و معرفی سریال و فیلم‌های‌ مطرح جهان

  • ژانر:درام, ترسناک, علمی تخیلی
  • کارگردان:Hiroshi Teshigahara
  • نویسنده:Kôbô Abe , Kôbô Abe
  • زبان:Japanese, German
  • ستارگان:Tatsuya Nakadai, Mikijirô Hira, Kyôko Kishida, Miki Irie
  • مدت زمان:124 دقیقه
  • امتیاز:8.0 از 7,150 رای
  • تاریخ انتشار:9th June 1967
the-face-of-another

خلاصه داستان:

فیلم چهره دیگری 1966 the face of another اثر هیروشی تشیگاهارا با بازی تاتسویا ناکادای و ماچیکو کیو و ایجی اوکادا

پس از آن که دو غول بزرگ ژاپنی در ادبیات و سینما، در سال 1964 شاهکاری بی‌نظیر به نام  زنی در ریگ روان را رقم زدند، به فاصله دو سال تصمیم گرفتند تا شاهکاری دیگر را به مخاطبانشان عرضه کنند، تا اینبار نیز، هم دغدغه ها و افکارشان را در قالبی تصویری نمایان کنند و هم بینندگان را به فکری عمیق فرو ببرند.

بی شک کوبو آبه یکی از سردمداران مکتب وجودی در ادبیات، در قاره آسیا است، و علاقه او به سینما و فیلمنامه نویسی و همکاریش با هیروشی تشیگاهارا، اتفاقی نادر و ماندگار در سینما بوده، حال آن که خود تشیگاهارا نیز دغدغه هایی هم سو با آبه را داشته و کارگردانی کار بلد نیز بوده است.

آبه در بیشتر آثارش دست روی بحث وجودی انسان ها و یا همان اگزیستنسیالیسم گذاشته است و نگرانی او درباره  هویت از دست رفته ژاپنی های پس از جنگ، در آثارش موج می زند.

آثاری که هم می توانند باعث شگفتی شود و هم می توانند کوبنده و عمیق باشند.

فیلم چهره دیگری، یکی از شاهکارهای تشیگاهارا و سینمای جهان، بر اساس رمانی به همین نام اثر کوبو آبه ساخته شده است.

فیلم آن قدر در مضمون مهم و تاثیرگذار است که شاید فرم ساختاری آن به چشم نیاید و بیننده تمام قد درگیر موضوع مورد بحث فیلم قرار گیرد و این در حالی است که فیلم از لحاظ فرمی و شکل گیری شخصیت ها و سیر روایت داستان نیز در سطح بالایی قرار دارد.

چهره دیگری، موضوعی را مطرح می کند که به اندازه زندگی و وجود تک تک انسان های روی کره زمین می تواند مهم باشد.

بحث هویت و خودشناسی، و البته تحت  تاثیر قرار گرفتن در شرایط مختلف و تصمیم گیری بر اساس ظاهر که به دور از فکر و اصالت است، موضوعی است که همگان می توانند درگیر آن شوند و یا خیلی ها درگیر آن هستند، و باید دید که چگونه در قبال این موضوع عکس العمل نشان میدهند.

فیلم چهره دیگری، تصویری از دنیایی است که ما در آن زندگی می کنیم، دنیایی که شاید، همه مردم در آن با نقابی روی صورتشان زندگی می کنند

اوکویاما که صورتش را در یک سانحه آتش سوزی از دست داده با استفاده از بانداژ آن را می پوشاند.دکتر هیرا به اوکویاما پیشنهاد می دهد از ماسکی که بر اساس چهره شخصی دیگر ساخته شده استفاده کند تا بتواند در جامعه کارهای روزمره اش را بگذراند و…

به قلم: “عباس نصراللهی”

تاریخ ارسال : ساعت ۱۷:۰۵ در تاریخ ۲۰ دی ۱۳۹۹ تعداد نظرات : بدون نظر
  • ژانر:جنایی, درام, رازآلود, علمی تخیلی, تریلر
  • کارگردان: Stefan Hauck/Michael Fissneider
  • نویسنده:Baran bo Odar, Jantje Friese
  • زبان:German
  • ستارگان:Louis Hofmann, Karoline Eichhorn, Lisa Vicari, Maja Schöne
  • مدت زمان:60 دقیقه
  • امتیاز:8.8 از 263,577 رای
  • تاریخ انتشار:1st December 2017
dark_series

خلاصه داستان:

دارک نه سریالی برای تماشا که پازلی برای حل کردن است

«تاریک» چیست؟ نام اسرار آمیز سریال به چه اشاره دارد؟ آیا همان غار مرموزی است که در وسط جنگل قرار دارد و تا زیرِ زمین نیروگاه برق هسته­ای شهر کوچکی در آلمان نفوذ کرده؟ یا ذات چند لایه و پیچیده­‌ی شخصیت های به ظاهر صمیمی و بی آلایشی که وقتی موقعیت ایجاب کند هر کدام قابلیت تبدیل شدن از پروتاگونیست به آنتاگونیست را دارند؟ یا اینکه معمای مبهم و راز‌آلودی به نام زمان!؟ بله زمان. همان مفهومی که تا پیش از انیشتین تصور می­شد یک پارامتر صلب و جلو رونده است. اما به لطف آن نابغه‌­ی دهر امروز می­‌دانیم که ماهیتی سیال و چه بسا قابل دستکاری شدن دارد!

سریال «دارک» بر پایه قوانین و نظریه های علمیِ فیزیک استوار است و مانند هر اثر دیگری با این موضوع (فیلمهای ده سال اخیر کریستوفرنولان و …) دست به تخیل درباره امکان به تحقق پیوستن نظریه‌های علمی بلند پروازانه در این باره می­زند. واضح است که ساختن ماشین زمان و یا ایجاد کردن اعوجاجی محاسبه شده و پایدار در فضا-زمان (گیریم بر پایه یک سیکل 33 ساله­‌ی مشخص) امری بسیار دور از یافته‌های متقن (استوار) فیزیک امروز است. اما خیال پردازی که عیبی ندارد. می‌­شود تصور کرد که روزی چنان مراتبی از دانش برای بشر هویدا شود که بتواند با پیجاندن یک سوئیچ در زمان به عقب یا جلو برود.

می‌­گویم بسیار دور از یافته‌های امروز علم فیزیک و روی آن تأکید دارم چون پرسش‌های بسیاری هنوز در این باره بی‌پاسخ مانده‌­اند. از جمله تئوری پارادوکس پدر بزرگ؛ فرضیه‌­ای که نخستین بار در کتاب «مسافر بی‌مقصد» در سال 1943 توسط نویسنده فرانسوی «رنه بارژوال» مطرح شد که می­‌گوید: اگر شما در زمان به گذشته سفر کنید و یکی ازعوامل به وجود آمدنتان -مثلا پدربزرگ- را از بین ببرید آنوقت چگونه خودتان به وجود خواهید آمد که بتوانید اکنون دست به چنین کاری بزنید؟

سازندگان «دارک» با علم به تمام این پرسش‌ها سعی در یافتن پاسخ‌هایی هرچند رویاگونه برای آنها دارند و در این مسیر ما را به شکلی بازیگوشانه و دلچسب با خود همراه کرده و سعی می­‌کنند با مطرح کردن موضوع جهان‌های موازی که آن هم یکی دیگر از نظریه‌های پرطرفدار فیزیک است به یافتن پاسخ نزدیک شوند. (در صورتی که علاقمند تا بیشتر در مورد جهان‌های موازی بدانید، کتاب ارزشمند «مایکل تالبوت»  به نام «جهان هولوگرافیک» به ترجمه‌ی «داریوش مهرجویی» بخوانید.)


ژانر علمی تخیلی در جذاب‌ترین، گیج‌کننده‌ترین و نشاط آورترین حالت خود 

شخصیت‌های «دارک» هریک حداقل در دو یا سه زمان حضور دارند و گاهی با نسخه‌های پیرتر و یا جوان‌ترِ خودشان ملاقات می‌­کنند. از حق نگذریم، این ایده بسیار درخشان است که به فرض نسخه‌­ی 33 سال پیرترِ خودتان روزی به ملاقات شما در دفتر کارتان بیاید و با آگاهی کامل از آنچه قرار هست روی بدهد سعی کند در نقش یک ناشناس همه‌چیزدان به شما سمت و سویی بدهد! می­‌بینید؟ همچنان پرسش و پارادوکس مطرح است. اگر شمای 66 ساله موفق شده‌­اید 33 سال پیش به دیدار خودِ 33 ساله‌تان بروید و خود جوان‌تان را از انجام کاری بازدارید پس چگونه آن کار درواقع انجام شده و شما آن تجربه را از سر گذرانده‌اید که امروز در 66 سالگی به آن واقف هستید و می‌­خواهید جلوی وقوع آن را در 33 سال قبل بگیرید؟ اگر هم موفق شده‌اید که جلوی وقوع آن اتفاق را بگیرید که دیگر در عمل رخ نداده و جای نگرانی برای هشدار دادن ندارد!

بله گیج می‌­شویم. در تمام مدت سریال با چنین پرسش‌هایی که گاه با منطقی «فیلم هندی» وار داستان را به جلو می‌­برند روبرو می‌­شویم و چاره‌­ای نداریم جز اعتماد به سازندگانی که در یک سوم انتهایی داستان قصد دارند ما را وارد جهان موازیِ ماجرایی که می­‌بینیم کنند. جایی که نسخه­‌ای از جسم و کالبد همین شخصیت‌ها اما با خصائل و هویتی جداگانه حضور دارند و با کمک گرفتن از یک اصل علمی می­‌توانند تمام پرسش‌ها را پاسخ دهند.

درواقع ما درمی‌­یابیم که تمام وقایعی که از یک تاریخ مشخص در جهان داستان رخ داده حاصل ایجاد یک بی‌نظمی در روند اتفاقات بوده که باعث به وجود آمدن دنیایی موازی با حضور همین شخصیت‌ها شده‌است.  طبق تئوری‌های علمی اگر آنها موفق شوند به سرمنشأ پیدایش آن جهان برگردند و مانع از وقوع اتفاقاتی که منجر به پیدایش آن شده بشوند، آنوقت خود به خود به مانند یک دستگاه ریاضی همه چیز درست می‌­شود و ما برمی­‌گردیم به روزی که قرار بود همه چیز برهم بخورد اما به لطف ممانعت از تشکیل آن جهان موازی، اتفاق نمی‌­افتد و تمام شخصیت‌هایی که در طول قصه یک به یک ناپدید شده­‌اند بر سرخانه و زندگی‌شان هستند. بله تازه رسیدیم به سرِ داستان. داستان از آنجا شروع می­‌شود که کودکی ده ساله در هنگام بازی با بچه‌های بزرگتر از خودش در همان مکان مرموز وسط جنگل ناپدید می­‌شود و به دنبال آن دیگر شخصیت‌ها از جمله پدرش، دوست­ پسر خواهرش، بعدها مادرش و حتی دیگرانی که هریک به نوعی نقشی در این کلاف سردرگم دارند به سرنوشت همان کودک دچار می­‌شوند. یک نمونه از این پیچیدگی‌ها این است؛ آن پسر بچه که از سال 2019 به سال 1986 سفر می­‌کند، در همان زمان باقی می­‌ماند و بزرگ می­شود، ازدواج می­کند، بچه‌دار می­شود و فرزندش می­شود «یوناس». همان پسری که در ابتدای داستان دوست ­پسر خواهرش بوده و اکنون ما دریافته­‌ایم که درواقع پسرش است و به عبارتی «یوناس» برادرزاده‌­ی کسی است که دوست‌­دخترش بوده و عشقی بینشان وجود دارد و حال با فهمیدن این حقیقت وارد یک بن­‌بست می‌­شود.

«دارک» شخصیت های فراوانی دارد که به خوبی موفق شده از هریک استفاده کند. طوری که با حذف هرکدام -حتی آنهایی که تا فصل آخر حضورشان به ظاهر نقشی در پیشبرد درام ندارد- بخشی از قصه ناقص خواهد ماند.

دیدن این سریال مانند مصرف ماریجوانا و یا قرص‌های روان‌گردان است. با آن به نقطه‌­ای می‌­روید که دلتان نمی‌­خواهد دیگر به دنیای عادی بازگردید.

به قلم: “بهروز داوری”

تاریخ ارسال : ساعت ۱۸:۵۹ در تاریخ ۲۹ آذر ۱۳۹۹ تعداد نظرات : بدون نظر